تیر, ۱۳۹۶ بدون نظر دیجیتال مارکتینگ

پنج توصیه برای هدف گذاری صحیح

پنج توصیه برای هدف گذاری صحیح

علاوه بر رسیدن به اهداف، تلاش در مسیری که برای رسیدن به آن اهداف طی میکنیم و شخصیتی که در این مسیر برای ما ساخته میشود از مهمترین دستاوردهایی است که از هدف گذاری بدست می آوریم. موضوع هدف گذاری از مهم ترین مسائل در زندگی روزمره ماست. برای متمرکز شدن زندگی و به واقعیت پیوستن رویاهایمان به هدف گذاری صحیح نیاز داریم.

این نکته که زمان هدف گذاری باید به چه نکاتی توجه کنیم؟ چگونه و چه اهدافی را برای زندگی خود انتخاب کنیم؟ این پنج توصیه برای هدف گذاری صحیح را جدی بگیرید:

۱٫ارزیابی صحیح انجام دهید.

ارزیابی صحیح موقعیت فعلی و سطح رضایتمندی ما از راههای رسیدن به خواسته هایمان است. قبل از هدف گذاری، موقعیت فعلی خود و خواسته هایتان را بر روی کاغذ بنویسید. به یاد داشته باشید که هیچ ایده ای بیش از اندازه کوچک یا بیش از حد بزرگ نیست.

ارزیابی موقعیت کنونی برای شما دو مزیت دارد. اول شما را با چشم اندازهایی که در زندگی شخصی دارید مواجه کرده و به شما قابلیت تصحیح دید بلند مدتتان به زندگی را میدهد. دوم موقعیت فعلی تان را کاملا روشن میسازد. به این ترتیب شما میتوانید مسیر آینده خود را به درستی انتخاب نمایید.

از امروز به مدت معلوم برای مثال یک هفته هر روز در مورد خود ارزیابی کنید. بدین شکل که نتایج تلاش خود را روی کاغذ یادداشت کنید. با بررسی روند پیشرفت خود در ماههای گذشته دستاوردهای خود را مقایسه کنید.

کارهایی که انجام داده اید را از فهرست خود خط بزنید. بعضی وقت ها تنها با یک خط زدن اشتیاق برا ادامه کار و حس موفقیت را بوجود می آورد. موفقیت هایی که تابحال داشته اید را جشن بگیرید و دوباره فهرستی جدید از اهداف تازه درست کنید. این چرخه با دست پیدا کردن به پیشرفت های بیشتر و بیشتر باید ادامه پیدا کند.

۲٫ اهداف و آرزوهای خود را تعریف کنید.

قدرت رویاپردازی برای زندگی بهتر از استعدادهای ذاتی انسان است. همه ما توانایی انجام رویاهایمان را داریم، باید درنظر داشت که به منظور رسیدن به آرزوهایمان نیازمند برنامه ریزی و استراتژی صحیح میباشیم.

به تصویر کشیدن رویاهایمان در ذهنمان به دور از روزمرگی ما را به اهدافمان نزدکتر می کند.

۳٫ اهداف خود را SMART  کنید.

جهت تحقق اهداف باید اصولی را رعایت کرد. هر یک از این اصول تاکید دارند که هدفی مشخص (specific)، قابل‌اندازه‌گیری (measurable)، دست‌یافتنی (attainable)، واقع‌گرایانه (realistic) و زمان‌بندی‌شده (time driven) انتخاب کنید. اغلب این رویکرد را   SMART  می نامند.

ویژگی های اهداف

اهداف نباید مبهم و نامفهوم باشد. سعی کنید اهدافی کاملا مشخص و واضح انتخاب کنید. اهداف باید قابل دسترس باشند. علاوه بر این اهدافی مطابق با واقعیت تعریف کنید. اجازه ندهید رویاهایتان شما را از واقعیت دنیای بیرون دور کند. اهداف دور از واقعیت نه تنها برای شما دستاوردی ندارد، بلکه شما را از دنیای واقعی دور کرده و به فردی رویاپرداز تبدیل میکند. علاوه بر این نکات برای همه اهداف خود چارچوب زمانی مشخصی تعریف کنید. بدون چارچوب زمانی اهداف شما به احتمال زیاد به نتیجه نخواهند رسید.

راه‌اندازی یک کسب‌وکار موفق و درآمدزا، کم کردن وزن.ترک کردن سیگار. رکورد در یک ورزش خاص.داشتن شغلی که عاشقش هستید – این‌ها همه آرمان‌های بلند به‌حساب می‌آیند.

واضح است که چرا هدف‌گذاری SMART تا این حد محبوب شده است. چنین اهدافی شفاف، موجز و به نظر ساده هستند. درواقع مطالعات نشان داده‌اند هدف‌گذاری ‌SMART می‌تواند در زمان صرفه‌جویی و فرایند تعیین اهداف قابل‌اندازه‌گیری را ساده‌سازی کند.

اما آن‌ها تأکید می‌کنند «اهداف SMART برای موقعیت‌های پایدار بهتر هستند تا برای موقعیت‌های متغیر، زیرا بر این فرض نهاده شده‌اند که اهداف ارزش وقت صرف کردن را دارند.»

در حوزه کسب‌وکار، اهداف SMART برای کسانی می‌تواند اثربخش باشد که بر بالا بردن یک عدد متمرکز هستند؛ اما در مورد اهداف بلندپروازانه – مثلاً آنچه یک نفر عاشقانه دوست دارد در زندگی انجام دهد – روش هدف‌گذاری SMART ایراداتی جدی دارد. اهداف SMART همیشه آن‌قدر هم هوشمندانه (smart) نیستند – به‌خصوص برای آن‌هایی که یک هدف بزرگ (big)، دشوار (hairy) و بی‌باکانه (audacious) را دنبال می‌کنند که به‌اختصار BHAG خوانده می‌شود. اولین بار جیم کالینز (Jim Collins) و جری پوراس (Jerry Porras) در کتابشان، ساختن برای ماندن: عادات موفقیت‌آمیزانه شرکت‌ّهای دوراندیش، آن را مطرح کردند.

در ادامه نگاهی به رویکردهای دیگری شده است که خبرگان حوزه هدف‌گذاری به کار بسته‌اند:

چرا اهداف SMART نمی‌توانند آرمان‌های بلند را محقق کنند.

باوجوداینکه روش هدف‌گذاری SMART ساده به نظر می‌رسد اما اجازه نمی‌دهد فرد پیوندی عاطفی با اهداف برقرار کند. بدون چنین پیوندی احتمال کمتری وجود دارد که فرد را برانگیزد.

Leadership IQ، یک شرکت آموزشی و پژوهشی، ۴۱۸۲ کارمند را از ۳۹۷ شرکت مورد مطالعه قرار داد. این شرکت کشف نمود که تنها ۱۵ درصد از افراد موردبررسی قویاً اذعان داشتند اهدافشان در رسیدن به چیزهای فوق‌العاده‌ به آن‌ها کمک خواهند کرد. تنها ۱۳ درصد آن‌ها قویاً اذعان داشتند اهدافشان به آن‌ها کمک خواهد کرد ظرفیت توانایی‌های خود را به حداکثر برسانند.

مشکل تا حدی ناشی از این است که اهداف SMART بیش‌ازحد بر نتایج متمرکز هستند.

به‌علاوه، اهداف SMART اغلب نمی‌توانند شور و اشتیاق درونی فرد را برانگیزانند. طبق مطالعات احتمال آن بیشتر است که عوامل درونی منجر به یک تغییر رفتار بلندمدت یا دائمی شوند.

پس اگر روش SMART برای اهداف بی‌باکانه کارساز نیست چه باید کرد؟

ترسیم تصویری از مقصد مطلوب

مارک مورفی (Mark Murphy) مدیرعامل Leadership IQ متذکر می‌شود فرد به پیوندی قلبی و عاطفی نیاز دارد تا هدفی که انتخاب کرده قدرت به حرکت درآوردن او را داشته باشد.

مطالعه او هشت مشخصه را برای اهدافی که به نتایج و دستاوردهای فوق‌العاده منجر می‌شوند، مطرح کرده است:
  1. آن احساس عالی را که تحقق اهداف در پی دارند می‌توان به‌وضوح متصور شد.
  2. فرد هدفمند باید برای تحقق اهداف سالانه مهارت‌های جدیدی را بدست بیاورد.
  3. اهداف برای کمک به شرکت نیاز و ضروری هستند.
  4. فرد در تعیین اهداف سالانه مشارکت فعالی داشته است.
  5. فرد قادر است در آموزش‌های رسمی موردنیاز برای تحقق افراد شرکت کند.
  6. فرد برای تحقق بخشیدن به اهداف باید از منطقه راحتی (comfort zone) خود خارج شود.
  7. دستیابی به اهداف، زندگی دیگران را (مانند مشتریان یا اجتماع) بهتر خواهد کرد.
  8. اهداف با اولویت‌های اصلی سازمان همخوانی داشته باشد.

بنابراین، مورفی روش جدیدی را تدوین کرده است مبنی بر این‌که اهداف باید (الف) قلبی (heartfelt) (ب) مصور (animated) (به‌طور مستمر تداعی‌کننده تصویری در ذهن) (پ) ضروری (required) و (ت) دشوار (difficult) باشند. او از مخفف HARD  استفاده می‌کند.

تمرکز بر روی بهبود و پیشرفت

دستیار مدیر مرکز علمی انگیزشی دانشگاه کلمبیا، هایدی گرانت هالورسن (Heidi Grant Halvorson) است. او یک ساختار فکری مبتنی بر «بهتر شدن» را برای رشد و توسعه شخصی توصیه می‌کند. این ساختار را  می‌توان هم‌راستا با روش مورفی دانست. او استدلال می‌کند زمانی که افراد رویکرد «بهتر شدن» را دنبال می‌کنند، تمایل بیشتری به پذیرفتن ریسک‌های حساب‌شده خواهند داشت. همچنین از شکست کمتر خواهند ترسید.

نترسیدن از شکست و پذیرفتن ریسک های حساب شده دو عاملی هستند که در تحقق اهداف حیاتی هستند.

روش های هدفگذاری

طبق روش هالورسون، فرد این‌چنین هدف‌گذاری خواهد کرد: «می‌خواهم یاد بگیرم چگونه در بازاریابی فوق‌العاده شوم» به‌جای این‌که بگوید «می‌خواهم در بازاریابی فوق‌العاده شوم.» یا هدف ممکن است این‌چنین باشد «می‌خواهم یاد بگیرم چگونه عاداتی سالم‌تر داشته باشم» به‌جای «می‌خواهم لاغرتر شوم.» او توصیه می‌کند اهداف خود را بنویسید. سپس با استفاده از واژگان بهبود، پیشرفت، توسعه و رشد آن‌ها را بازنویسی کنید.

بسیاری از افراد روش هدف‌گذاری مبتنی بر «خوب بودن» را دنبال می‌کنند. این کار یعنی تعیین معیارهایی بر اساس دستاوردهای دیگران.

زمانی که افراد از دیگران تقلید می‌کنند، بیشتر گرایش دارند بر امور ناچیز و غیرمرتبط تمرکز کنند. با این کار احساس بهره وری بیشتری دارند. درصورتیکه باید به اهداف دشواری توجه کنند که برای رشد و موفقیتشان نیاز است.

۴٫ اهداف خود را با دیگران درمیان بگذارید!

اهداف خود را با دیگران در میان بگذارید. می توانید به یکدیگر انگیزه بدهید و سراغ هدف های همدیگر را بگیرید. اما به یاد داشته باشید که در نهایت این خود شما هستید که باید برای رسیدن به اهداف خود تلاش کنید.

۵٫ خود را حسابرسی کنید!

بدون رسیدگی و کنترل، هیچ گاه نمیتوانید به اهداف خود جامه عمل بپوشانید. سعی کنید هر روز وضعیت پیشرفت خود را کنترل کرده و هر گونه انحراف جزئی را در مسیر حرکت به سوی اهداف خود برطرف کنید.

در ابعاد بزرگتر و مهم تر هدف گذاری در تجارت است که فرصت مناسبی برای عملی کردن تمرینات در حجم وسیع تر است.

در مقاله بعدی به چگونگی هدف گذاری در تجارت و تجارت آنلاین می پرد

ازیم.

ارسال نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *